عبدالله مستوفى

467

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

جمهورى بلژيكىها بخيانت‌پيشگى او در كار مرنار واقف شده و از طرف ديگر در قانون تشكيلات هم شكست خورده نتوانسته بود خزانهء ذى قدرتى در قانون بگنجاند ، ايران را ترك گفت و بالاخره خزانه‌دارى كل بفهيم الملك رسيد . عاقبت مرنار مرنار كجا رفت ؟ براى اينكه مجددا به اين قسمت برنگردم ، اجازه ميخواهم قدرى از سلسلهء حوادث جلو بيفتم . مرنار بعد از استعفاء براى دادن حساب دورهء خزانه‌دارى خود ، ميرزا احمد خان آذرى مرد متظاهر قلمبه‌گوى بىاطلاع را بكمك خود طلبيده مشغول ترتيب محاسبات خود گرديد . ولى قبل از اينكه كارش را تمام كند ، در بهار سال 1334 نميدانم چه مرضى گرفت و در گوشهء كدام مهمانخانه در سن متوسط بدرود زندگى گفت و اين حساب هم با مرگ او خاتمه پذيرفت . من رئيس محاسبات ضرابخانه نميشوم اينجا يك سؤال پيش ميآيد كه چرا به من در مقابل اين زحمات ، اجرى و كارى داده نشد ؟ آقاى وثوق الدوله وقتى بوزارت ماليه برقرار شد ، من از ايشان در باغ معتضد الملكى در تجريش كه حالا متعلق بآقاى تدين است ، ديدنى كردم . ايشان هنوز قانون تشكيلات را از مجلس نگرفته و از آن خبرى نداشتند ، چگونگى اين قانون را از من پرسيدند . من نقشهء اصلى خود و تغييراتيكه در آن به عمل آمده و بالاخره آنچه از دستگاه قانونگذارى خارج شده و بايد به آن عمل شود ، بعرضشان رساندم و طرز جريان آيندهء آن را اجمالا تشريح كرده گفتم اين قانون با كشمكشهائى كه در آن شده است ، بىمنقصت نيست ولى اجراى آن چندان مشكلى ندارد و اگر در عمل بپاره‌اى مشكلات بربخورد ، با چند تبصره كه از مجلس بگذرانيد ، اصلاح آن كار آسانى است . ايشان خيلى از توضيحات من خوشوقت شده گفتند : « با كمك شما همه را اصلاح خواهيم كرد » . ايشان از من كمكى نخواستند و من هم البته بايشان مراجعه‌اى نميكردم زيرا به زودى مجلس بهم خورد و البته ايشان باوجود مجلس و حكم فرمائى قانون ، بوجود من احتياج داشتند و بعد از برهم خوردن مجلس با مشار الملك و عميد السلطنه و سايرين مطلق العنانتر و بهتر ميتوانستند مقاصد خود را انجام كنند . پس از مدتى ، بتوسط برادرم آقا ميرزا رضا رياست محاسبات ضرابخانه ( ! ) را به من پيشنهاد كردند . البته اينهم كارى نبود كه مرا مشغول كند . پائيز گذشت ، يك پنجاه روزى هم بعد از مهاجرت ، كابينهء فرمانفرما بر سر كار بود ، بر اثر هجوم روسها بر عده‌اى از بقاياى ژاندارمرى كه در رباطكريم اجتماع كرده و از راه عصبانيت بدون هيچ كمك و مددى چماق نشان دولت روس ميدادند و كشتار بىرحمانهء آنها كه از طرف قشون روس بدان اقدام شد ، اين كابينه هم افتاده و كابينهء سپهسالار ( خلعتبرى ) روى كار آمد . وزارت ماليهء اين كابينه بحاجى يمين الملك ، ميرزا على خان معز السلطان سابق ،